غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
584
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
وافر مكرمت استسعاد يافت و پرتو عنايت و التفات خسروانه بر وجنات احوالش تافت . ذكر معاودت رايات ظفر آيات از ماوراء النهر بدار السلطنه هرات و بيان بعضى ديگر از حالات و حكايات چون خاطر خطير خاقان جهانگير از ممر امير شيخ نور الدين و انتظام مهام تركستان و ماوراء النهر فارغ شد امير شاه ملك را ملازم موكب همايون گردانيده روى توجه بمستقر سرير دولت روزافزون آورد و بعد از وصول ببلدهء فاخره هراة مهد عليا تومان آغا كه بعد از فوت صاحبقران مغفور بحباله نكاح امير شيخ نور الدين درآمده بود متعاقب از صوران بدار السلطنهء هراة رسيد و حضرت خاقان سعيد شرايط اعزاز و احترام بجاى آورد و قصبهء كوسويه را سيورغال او گردانيد و تا غايت آثار خير آن بانوى عظمى در قصبهء مذكوره باقيست و در نهم ذيقعده سنهء مذكوره خاقان سعادت انتما احرام طواف آستان ملك آشيان بيت شهيد خاك خراسان امام طيب و طاهر * علىّ موسى بن جعفر محمد باقر بسته بقدم نياز و اخلاص به آن عتبه كعبه اختصاص شتافت و نقباء كرام و سادات عظام و ساير مجاوران آن سده سدره مقام را باصناف احسان و انعام خوشدل و مسرور گردانيده بجانب دار السلطنهء هراة بازگشت و در روز جمعهء عاشر محرم سنهء خمس و عشر و ثمانمائه هماى چتر همايون فال سايهء وصول بر باغ زاغان انداخت و مقارن آنحال ايلچيان خان ختاى و ايمنك خان رسيده مكاتيب آن پادشاه عاليجاه را كه بالسنهء مختلفه نوشته بودند و همه مشتمل بر ارسال سلام و تحيت و ستايش و محمدت و سفارش ميرزا خليل سلطان بود بعرض رسانيدند و حضرت خاقان سعيد ايلچيان را مشمول مكارم و عواطف خسروانه ساخته فرمود كه شاهزادگان و امراء عاليشان ايشان را طوى دهند و در آن اثنا ملك قطب الدين والى سيستان كه سابقا با ميرزا ابا ابكر طرح دوستى انداخته بود و از بيم حسام خون آشام عساكر خاقان عاليمقام رايت فرار افراخته اعتماد بر كرم آنحضرت كرده بدرگاه عالمپناه شتافت و زبان عجز و انكسار بتمهيد قواعد اعتذار و استغفار گشاده قبول باج و خراج نمود و پادشاه پوزشپذير به نظر عنايت و التفات در وى نگريسته ايالت ولايت سيستان را بدستور پيشتر بوى عنايت فرموده و مهمات ايلچيان ختاى را نيز به كفايت اقتران داده شيخ محمد خشى را مصحوب ايشان بدان صوب فرستاد . ذكر شمهء از احوال ولايت خوارزم و درآمدن آن مملكت بحوزه ديوان حضرت خاقان سعيد بىارتكاب حرب و رزم از مطلع سعدين پرتو اين حكايت بدين روايت بر صحايف اوراق مىتابد كه در وقت وفات امير تيمور گوركان حكومت خوارزم تعلق بامير موسى كاداشت و در ماه رجب